تبليغاتX
از دست رفته

از دست رفته

بخون فقط

دنيا مث بازي گل يا پوچ ميمونه .......**.......با تو گل بي تو پوچ

هوس بازان کسي را که زيبا ميبينند دوست دارند اما عاشقان کسي را که دوست

دارند زيبا مي ببنند

هرگز وقتت رو برای کسی که حاضر نیست وقتشو برای تو بگذرونه ، نگذار !

در قمار زندگی عاقبت ما باختیم
بس که تک خال محبت بر رفیق انداختیم

مشکلات خود را با مداد بنویس و پاک کن را در اختیار خدا بگذار

مي خواهم بدون اسارت دوستت بدارم،

با آزادي كنارت باشم،

بدون اصرار تو را بخواهم،

با احساس گناه تركت نكنم، با سرزنش از تو انتقاد نكنم و با تحقير به تو كمك

نكنم،

و اگر تو نيز با من چنين باشي، يكديگر را غني خواهيم

میدونی چرا بعضی شبها زود صبح میشه؟آخه خورشید هم دلش واسه چشمات

تنگ میشه.

همه زندگي فقط 3روزه : اومدن - بودن - رفتن . من خودم نخواستم بيام ولي

خودم مي خوام که باشم اونم فقط به خاطره تو وقتي هم که ديگه نباشي منم

ميرم

شکوفه های صورتی فدای مهربونیات ...یه دل که بیشتر ندارم اونم فدای خنده

هات

ميگم مرسی بهش برسی با کمپرسی نگی بکسی منو ميبوسی اگه نبوسی خيلی

لوسی

قاصدک داشت از کنارم رد میشد گرفتمش قسمش دادم تا بیاد پیشت بهت بگه

که من خیلی دوست دارم .... حالا بهت گفته یا نه؟؟؟

تفاوت پسران و دختران:

دغدغه هاي يه پسر جوان - کار ندارم - پول ندارم - سربازي نرفتم - ماشين و

خونه ندارم - و ...

دغدغه هاي يه دختر جوان - لاک ناخنم پاک شده - مهري سرويس طلا خريده

- دختر خاله ام ماشين داره - مامان غذاي خوب نمي پزه - عروسکم رو هنوز

نخوابوندم - و ...

عجب دنياي باحالي

يه جوجه خروس دارم روزي 6تا تخم ميزاره

باور نمي کني

 (^\/^)

 j--!--L

شركت ال.جي شما را به ادامه ي زندگي بد بختانه ي خود دعوت مي نمايد

اینا هم تخم هایی که می گذاره

بيا اينم عکسش...

 =/|\=

/{= =}\

دو دسماله چيست؟ -حرکتيست هليکوپتري و غرور آفرين توسط جلف ترين

فرد لر.

یارو ميره مهموني، شب موقع خواب صاحب خونه بهش ميگه: جاتو کجا بندازم تو اتاق ني ني خوبه؟ یارو با خودش فکر ميکنه: کي حوصله گريه بچه داره. بعد به صاحب خونه ميگه: نه ممنون همينجا تو حال خوبه! صبح پا ميشه بره دشتشويي يهو يه دختر ميبينه ميگه: شما دختر فلاني هستين، اسمتون چيه؟ دختره ميگه: ني ني. اسم شما چيه؟ یارو ميگه: من خر من گاو من الاغ من نفهم


سرهنگ: اسمت چيه؟ سرباز: ممد / سرهنگ: اين چيه دستت؟ سرباز: تفنگ / سرهنگ: تفنگ؟ اين مملكتته, آبروته, زندگيته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و .... / سرهنگ رو به سرباز دوم : اسمت چيه؟ سرباز: غضنفر / سرهنگ: اين چيه دستت؟ ترکه: اين خواهرومادر ممده !!!

زندگي بدون عشق يعني شلوار كردي بدون كش

میدونی M T N ایرانسل یعنی چی؟

یعنی مردم تلفن ندیده

اصفهانیه صبح بیدار میشه ، میبینه زنش مرده

داد میزنه به دخترش میگه : اکرم ، ننه ات مرده س

اندازه ۲ نفر چای دم .

هدف از آفرینش لرها :
۱- ایجاد رعب و وحشت در بین حیوانات
۲-
ایجاد شادی بین انسانها
۳- روحیه دادن به ترکها

یه سلام آلبالویی ، به تو که خیلی هلویی
یه سلام توت فرنگی ، به تو که خیلی قشنگی
یه سلام پرتقالی ، به تو که خیلی باحالی

آنقدر رسم وفا مرده ،
که ترسم لیلی روزی اگر زنده شود یادی ز مجنون نکند.

می دونی فرق تو با موهات چیه؟
اونارو می شه اصلاح کرد، ولی تورو هرگز!

ببخشيد كه اين موقع مزاحم شدم، قصد مزاحمت نداشتم، فقط خواستم بگم مي دوني شبها كه ما مي خوابيم آقا پليسه بيداره؟

اگه ديدي بچه اي كنار يك روزنامه نشسته و روزنامه زرد شده...
بدون كار بچه نيست، تبليغ ايرانسله

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 20:20  توسط حمید خرچنگ  | 

ای پاد شاه خوبان ، داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان امد ، وقت است که بازایی

 

همیشه گل این بستان ، شاداب نمی ماند

در یاب ضعیفان را ، در وقت تنهایی

 

مشتاقی و مهجوری توچنانم کرد

کز دست بخواهد شد ، پایاب شکیبایی

 

ساقی چمنٍ گل رابی روی تو رنگی نیست

شمشاد خرامان کنتا باغ بیارایی

 

ای درد توام درمان در بستر ناکامی

وی یاد تو ام مونس در گوشه ی تنهایی

 

خرچنگ شب حیران شد ، بوی خوش وصل آمد

شادیت مبارک باد ، ای عاشق شیدایی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 20:14  توسط حمید خرچنگ  | 

همسفر

بشنو ؛ همسفر من

با هم , رهسپار راه دردیم

با هم لحظه ها را گریه کردیم

 

ما در صدایی بی صدای گریه بودیم

ما از عبور تلخ لظه قصه ساختیم

 

شاید در این راه  ، اگر باهم بمانیم

وقت رسیدن شعر خوشبختی بخانیم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 19:59  توسط حمید خرچنگ  | 

جهت خنده شما صادر گردیده

سلامی به گرمی اتو.به نرمی پتو..به شیرینی لبو.دوستت دارم هلو!

الهی فندق بشی ، سنجاب بشم گازت بگیرم !

بچه از باباش میپرسه: بابا، تو
بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی میكنند یا باهم هستن؟
باباهه میگه: بچه جون، اگه زنها با شوهراشون یكجا باشن كه آنجا دیگه بهشت نمیشه ‎ !!!

غضنفر با ماشینش تو برفا گیر می کنه زنجیر نداشته سینه می زنه!

خدایا به دوست دختران ما زیبایی زلیخا و به زنان ماشعور آسنات را عطا بفرما

هش چیست ؟ Hosh
جد بزرگ ترمز ABS است که خر را بدون هیچ خط ترمزی نگه می دارد

۰۹۳۶۳۲۷۴۶۲۷

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 22:49  توسط حمید خرچنگ  | 

مسافر

 

و آتش چنان سوخت بال و پرت را

که حتی ندیدم خاکسترت را

 

به دنبال دفترچه ی خاطراتت

دلم گشت هر گوشه ی سنگرت را

 

وپیدا نکردم در آن کنج غربت

بجز آخرین صفحه ی دفترت را

 

همان دستمالی که پیچیده بودی

در آن مهر و تسبیح و انگشترت را

 

همان دستمالی که یک روز بستی

به آن زخم بازوی هم سنگرت را

 

همان دستمالی که پولک نشان شد

وپوشید اسرار چشم ترت را

 

سحر ،گاه رفتن زدی با لطافت

به پیشانی  ام بوسه ی آخرت را

 

کجا میروی مسافر

 ببر با خودت پاره ی دیگرت را

۰۹۳۶۳۲۷۴۶۲۷

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 23:40  توسط حمید خرچنگ  | 

ریشه پیوند

 

درخون من غرور نیاکان نهفته است

 

خشم وستیز حمید خرچنگ نهفته است

 

در تنگنای ،سینه حسرت کشیده ام

 

گهواره بصیرت مردان نهفته است

 

خاک مراجزیره خشکی ، گمان مبر

 

دریای بیکران و خروشان نهفته است

 

خالی دل مرا توزتاب و توان مدان

 

شیر ژیان میان نیستان نهفته است

 

پناشتی که ریشه ی من گسست

 

در سینه ام هزار خرچنگ نهفته است

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 18:4  توسط حمید خرچنگ  | 

يك شعر عاشقانه

 

اي عشق، اي ترنم نامت ترانه ها


معشوق آشناي همه عاشقانه ها

اي معني جمال به هر صورتي كه هست


مضمون و محتواي تمام ترانه ها

با هر نسيم ،دست تكان مي دهد گلي


هر نامه اي ز نام تو دارد نشانه ها

هر كس زبان حال خودش را ترانه گفت:


گل با شكوفه ،خوشه گندم به دانه ها

شبنم به شرم و صبح به لبخند و شب به راز


دريا به موج و موج به ريگ كرانه ها

باران قصيده اي است تر و تازه و روان


آتش ترانه اي به زبان زبانه ها

اما مرا زبان غزلخواني تو نيست


شبنم چگونه دم زند از بي كرانه ها

كوچه به كوچه سر زده ام كو به كوي تو


چون حلقه در به در زده ام سر به خانه ها

يك لحظه از نگاه تو كافي است تا دلم


سودا كند دمي به همه جاودانه ها

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 23:44  توسط حمید خرچنگ  | 

دوستت دارم

 

از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش

 براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم

 سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگر از گريه كم نشوم . تو مرا

به ديار محبتها بردي و صادقانه دوستم داشتي پس بيا و باز در اين راه

تلاش كن اگر طاقت اشكهايم را نداري . در راه عشقي پاك تر و صادقانه تر،

 زيرا كه من و تو ما شده ايم پس نگذار زمانه بيرحم دلهايي را كه از هم

جدا نشدني است را به درد آورد دلم را به تو دادم و كليدش را به سوي

آسمان خوشبختي ها روانه كردم چه شبها كه تا سحر به يادت با

گونه هاي خيس از دلتنگي ها به سر بردم چه روزها با خاطراتت نفس

 كشيدم پس تو اي سخاوت آسماني من ...

مرا درياب كه ديوانه وار دوستت دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 23:26  توسط حمید خرچنگ  |